marmotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\maʁ.mɔ.te\/

Conjugaison du verbe marmotter

فعل

  1. زیر لب من‌من کردن؛ با خود یا به‌طور نامفهوم صحبت کردن
  2. با صدایی نامفهوم و از لای دندان‌ها چیزی گفتن.

مثال‌ها