visa

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\vi.za\/

اسم

  1. روادید
  2. ویزا
  3. مهر روی گذرنامه
  4. انتصاب منفعت کلیسایی توسط اسقف
  5. بررسی تطابق مطالعات اجرایی با پروژه

مثال‌ها