(دریانوردی) دربارهٔ تلمبهای که پس از خالی شدنِ آبِ خنّ، درزگیر را هم میمکد
(دریانوردی) بسته شدنِ راهِ آب؛ و نیز گیر کردنِ طناب در قرقره
قید
(خودمانی) خیلی، بینهایت
صوت
(کنایی) برای واکنش به خبرِ بد؛ چه عالی! دمشان گرم!
مثالها
Il y avait aussi un livre qui s'appelle Kim, que j'ai trouvé super, la suite de Sans Famille, que j'ai trouvé super aussi, et un autre livre qui s'appelle Black Boy, […]. — همچنین کتابی به نام کیم بود که آن را عالی یافتم، دنباله بدون خانواده که آن را هم عالی یافتم، و کتاب دیگری به نام بلک بوی، […].
— C'est l'équipe du Brésil, ça ?
— Oui, c'est l'équipe du Brésil.
— Ils sont super, hein ?
— Oui, ils sont super.
— Bon, eh ben salut, alors. — — این تیمِ برزیل است، نه؟
— بله، تیمِ برزیل است.
— محشرند، نه؟
— بله، محشرند.
— خب، پس خداحافظ.
Le super sans plomb ne se trouve pas partout. Les voitures de location fonctionnent en général au super ou au sans-plomb, à l'exception des 4X4 (gasoil). Le litre de super et l'essence sans plomb coûte environ 9 DH […]. — سوپر بدون سرب همه جا پیدا نمیشود. ماشینهای اجارهای معمولاً با سوپر یا بدون سرب کار میکنند، به جز ۴X۴ (گازوئیل). لیتر سوپر و بنزین بدون سرب حدود ۹ درهم هزینه دارد […].
Depuis le 1ᵉʳ janvier 2002, il n'y a plus, en principe, de rejets de plomb par les pots d'échappement car le super plombé a été remplacé par du super au phosphate. Cette évolution a eu des effets incontestables. — از اول ژانویه ۲۰۰۲، در اصل دیگر سرب از اگزوزها خارج نمیشود چون سوپر سربدار با سوپر فسفات جایگزین شده. این تحول اثرات غیرقابل انکاری داشته.
Les huit cylindres en V cognaient, rugissaient, engloutissaient le super, bouffaient l’asphalte. — هشت سیلندرِ خورجینی میکوبیدند، میغریدند، سوپر را میبلعیدند و آسفالت را میخوردند.
[…]; pour P₂O₅ les doses sont de 40 à 60 kg/ha sous forme solide (200 à 250 kg de super 18) et 40 à 50 kg/ha sous forme liquide et doivent être fractionnées au cours de la saison […]. — […]; برای P₂O₅ دوزها ۴۰ تا ۶۰ کیلوگرم در هکتار به صورت جامد (۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم سوپر ۱۸) و ۴۰ تا ۵۰ کیلوگرم در هکتار به صورت مایع است و باید در طول فصل تقسیم شود […].