terrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\te.ʁe\/

Conjugaison du verbe terrer

فعل

  1. با خاک پوشاندن، خاک دادن.
  2. چربی‌گیری پارچه با استفاده از گل رخت‌شویی (خاک فولر).
  3. سفید کردن شکر با پوشاندن قالب‌ها با خاک رس.
  4. در سوراخ یا زیر زمین پنهان شدن (حیوانات).
  5. پناه گرفتن زیر زمین (برای برخی حیوانات).
  6. پناه گرفتن از آتش دشمن با کندن سنگر خاکی.
  7. مخفی شدن، آفتابی نشدن.
  8. دفن کردن، زیر خاک کردن.
  9. با گیوتین گردن زدن.

مثال‌ها