biscuit

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\bis.kɥi\/

اسم

  1. بیسکویت
  2. کیک خشک از آرد، تخم‌مرغ و شکر
  3. کلوچه برای تغذیه حیوانات
  4. شیرینی از تخم‌مرغ، شکر و آرد
  5. چینی سفید مات بدون لعاب
  6. اثر ساخته‌شده از این چینی
  7. دردسر یا دعوا
  8. جریمه رانندگی
  9. مطلب تأمل‌برانگیز
  10. مدرک اثبات‌کننده
  11. امتیاز کوچک برای رهایی از مزاحمت
  12. دست ورق تقلبی از پیش آماده
  13. هر وسیله موفقیت (پول، منابع، اطلاعات)
  14. بخش سخت و سنگی آهک سوخته
  15. فانوس صحنه تئاتر قدیمی

صفت

  1. که دو بار پخته شده است.

مثال‌ها