biseauter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bi.zɔ.te\/

Conjugaison du verbe biseauter

فعل

  1. به شکل اریب بریدن
  2. ایجاد بریدگی یا علامت روی کارت بازی برای تقلب

مثال‌ها