biseau

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bi.zo\/

اسم

  1. انتها یا لبه بریده به صورت مایل
  2. چیزی به صورت مایل
  3. وجوه اصلی اطراف صفحه الماس
  4. تراش برای جا دادن شیشه ساعت در حلقه
  5. دهانه سازهای بادی مانند کلارینت
  6. قطعات چوبی اطراف حروف چاپی
  7. خود این ابزارها
  8. دوره همپوشانی دو شغل

مثال‌ها