écume

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.kym\/

اسم

  1. کفی که روی سطح مایعات به هم خورده یا در حال جوش ایجاد می‌شود؛ کف
  2. کف دهان برخی حیوانات
  3. کف دهان انسان (در حالت خشم یا بیماری)
  4. کف یا عرق سفید روی بدن اسب
  5. اراذل و اوباش، تفاله جامعه (مجازی)
  6. کف یا سرباره روی فلزات مذاب
  7. نوعی سنگ جوش در کارهای سنگ‌تراشی و تزئینی
  8. کفی دریا (ماده‌ای معدنی برای ساخت پیپ)
  9. بخش ظاهری و زودگذر یک پدیده

مثال‌ها