régulation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.ɡy.la.sjɔ̃\/

اسم

  1. تنظیم، کنترل.
  2. تنظیم پروازها در فرودگاه.
  3. سیستم تنظیم‌کننده، رگولاتور.
  4. سیستمی که تعادل یک مقدار را حفظ می‌کند.
  5. مقررات‌گذاری قانونی.
  6. تنظیم مالی باشگاه‌ها توسط یک فدراسیون ورزشی.

مثال‌ها