reconfiguration

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.kɔ̃.fi.ɡy.ʁa.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل پیکربندی مجدد
  2. تغییر اساسی ساختار شرکت برای بهبود عملکرد

مثال‌ها