hacher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.ʃe\/

Conjugaison du verbe hacher

فعل

  1. بریدن به تکه‌های ریز با ابزارِ برنده (چاقو، ساطور، مخلوط‌کن...).
  2. قاچ‌قاچ کردن؛ با ابزارِ برنده بر چیزی بریدگی انداختن.
  3. با ناهماهنگی بریدن
  4. تکه‌تکه کردن، نابود کردن، ویران کردن
  5. با تبر شکافتن
  6. به طور مکرر قطع کردن، بریدن
  7. ایجاد خطوط که با هم تقاطع دارند
  8. خط زدن، خط کشیدن، خط‌خطی کردن
  9. به دست آوردنِ نسخه‌ای رمزی‌شده با کاربردِ تابعِ درهم‌ساز (هش).

مثال‌ها