که نوکهایشان به هم اشاره دارند (در قطعات نشانها)
مثالها
Abouté : Se dit de losanges, fusées, mâcles et figures pareilles qui s’entretouchent de leurs bouts aigus (IV, 16, 17). — آبوته: گفته میشود از لوزیها، دوکها، ماکلها و اشکال مشابه که با نوکهای تیز خود به هم میرسند (IV، ۱۶، ۱۷).
Molitor — Paris (Comte de l’Empire, 29 juin 1808). De gu. à une colonne d’or, accostée de deux épées d’arg., garnies du sec., surm. chacune de cinq rameaux de laurier de sin., aboutés en forme d’étoile. — مولیتور — پاریس (کنت امپراتوری، ۲۹ ژوئن ۱۸۰۸). از قرمز به ستونی از طلا، همراه با دو شمشیر نقرهای، با غلاف همان، هر کدام بالای پنج شاخه لور سبز، که به شکل ستاره به هم رسیدهاند.