magasiner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ma.ɡa.zi.ne\/

Conjugaison du verbe magasiner

فعل

  1. بازارگردی کردن، مغازه‌ها را دیدن (بدون الزام به خرید)، ویترین‌گردی کردن.
  2. پرس‌وجو و مقایسه کردن قیمت‌ها و شرایط برای یک کالا یا خدمت (بدون رفتن فیزیکی به مغازه).
  3. برای یافتن بهترین کالا با بهترین قیمت به مغازه‌های مختلف سر زدن.
  4. مقایسه و جستجو بین فروشندگان مختلف برای یافتن بهترین شرایط.
  5. گشتن در مغازه‌های مختلف برای پیدا کردن مناسب‌ترین کالا با بهترین قیمت.
  6. با بررسی چند گزینه، مناسب‌ترین را جستجو کردن.

مثال‌ها