tinter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tɛ̃.te\/

Conjugaison du verbe tinter

فعل

  1. به آرامی زنگ زدن به طوری که چکش فقط یک طرف ناقوس را بزند
  2. به آرامی صدا کردن (درباره ناقوس که چکشش یک طرف را می‌زند)
  3. صدای زنگ‌مانند دادن وقتی زده می‌شود
  4. احساس صدای زنگ ایجاد کردن
  5. صدا دادن، وزوز کردن

مثال‌ها