accumulation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.ky.my.la.sjɔ̃\/

اسم

  1. انباشت، تجمع، روی هم ریختن
  2. تجمع حرارت (ناشی از اثر ژول)
  3. نتیجه انباشت، توده
  4. انباشت سرمایه (برای سرمایه‌گذاری مجدد)
  5. انباشت، تکرار پی‌درپی کلمات (صنعت ادبی)

مثال‌ها