amasser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.mɑ.se\/

Conjugaison du verbe amasser

فعل

  1. انباشتن؛ روی هم جمع کردن.
  2. گردآوری کردن، جمع‌آوری اطلاعات.
  3. (ورزش) مسافت طی شده با توپ.
  4. اندوختن پول، ثروت‌اندوزی کردن.
  5. (به صورت انبوه) دور هم جمع شدن، تجمع کردن.
  6. افراد زیادی را دور هم جمع کردن.

مثال‌ها