tension

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\tɑ̃.sjɔ̃\/

اسم

  1. کشیدگی؛ حالتِ چیزی که کشیده و سفت است
  2. عملِ کشیدن و سفت کردن؛ کشش
  3. تنش؛ کشمکش میانِ دو حالتِ ذهنیِ یک تن، یا میانِ اشخاص و گروه‌ها
  4. فشارِ گازها
  5. اختلاف پتانسیل الکتریکی
  6. افزایش انرژی پتانسیل مولکولی

مثال‌ها