planton

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\plɑ̃.tɔ̃\/

اسم

  1. سرباز در حال خدمت نزد افسر برای ابلاغ دستورات یا نگهبانی
  2. خدمت این سرباز
  3. منتظر ماندن یا نظارت کردن

مثال‌ها