vent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\vɑ̃\/

اسم

  1. باد؛ جابه‌جاییِ محسوسِ هوا در جهتی معین
  2. هوایی که به وسیله‌ای به حرکت درآمده؛ وزش، جریان هوا
  3. (شکار) در پیِ طعمه یا فرصت بودن؛ نسبت به بادْ حرکت کردن
  4. در هوای آزاد، چه باد باشد چه نباشد؛ سمتِ روبه‌باد
  5. (عامیانه) بادِ شکم، گاز روده
  6. (شکار) بو یا ردِ بوییِ جانور در جایی که بوده یا گذشته
  7. اوضاع و احوالِ خوش یا ناخوش؛ جریان روزگار
  8. خبر؛ آگاهی از چیزی (avoir vent de: بو بردن، خبردار شدن)
  9. چیزِ پوچ و توخالی؛ حرفِ مفت، دروغ (c’est du vent)
  10. (محاوره) دست رد، جوابِ سربالا؛ کنف شدن (se prendre un vent)
  11. (دریانوردی کهن) خطوطِ جهت‌نما روی نقشه‌های ساحلیِ قدیم (پورتولان)

مثال‌ها