zéro

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ze.ʁo\/

اسم

  1. صفر
  2. عنصرِ خنثای یک عملِ دوتاییِ درونی در نمادگذاریِ جمعی
  3. ریشه تابع، معمولاً چندجمله‌ای
  4. رقم صفر در دستگاه اعشاری
  5. هیچ
  6. فرد نالایق
  7. نقطه شروع در مقیاس
  8. نقطه ذوب یخ در مقیاس سلسیوس
  9. پایین‌ترین نمره در مدارس فرانسه
  10. عنصر غایب آوایی اما موجود نظری، نشان با ∅
  11. سطح مرجع برای ارتفاع‌ها

صفت

  1. صفر، هیچ؛ تهی و بی‌هیچ عضو.
  2. (مجازی) صفر؛ نقطهٔ آغاز در مقیاس درجه‌بندی‌شده یا رشتهٔ شماره‌دار.

مثال‌ها