cardinal

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kaʁ.di.nal\/

اسم

  1. گفتن؛ بیان کردن
  2. اهمیت داشتن؛ مناسب بودن

صفت

  1. انجام دادن؛ پرداختن به
  2. انجام دادن؛ به انجام رساندن
  3. تشکیل دادن
  4. تقلید کردن
  5. مرتب کردن؛ چیدن
  6. باعث شدن؛ سبب شدن
  7. طی کردن؛ پیمودن
  8. دفع کردن از بدن
  9. پرداختن به؛ مشغول شدن به

مثال‌ها