ensemble

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · اسم · /\ɑ̃.sɑ̃bl\/

قید

  1. با هم؛ به‌همراهِ یکدیگر
  2. به صورت زوج عاشق
  3. در همان زمان، همزمان

اسم

  1. مجموعه؛ گردآمدِ اجزایی که یک کل می‌سازند
  2. وحدتی که از هماهنگی اجزاء یک کل پدید می‌آید؛ یکپارچگی
  3. مجموعه‌ای از عناصر هماهنگ و ست‌شده
  4. لباس زنانه دو یا سه‌تکه، معادل کت‌وشلوار مردانه
  5. مجموعه‌ای از عناصر ریاضی
  6. مجتمع مسکونی کم‌وبیش بزرگ با امکانات مشترک
  7. گروه موسیقیدانان یا خوانندگان؛ ارکستر؛ گروه کر
  8. نوع داده انتزاعی بدون ترتیب و بدون تکرار (در علوم رایانه)

مثال‌ها