gagnante
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت
اسم
زن برنده در بازی، مثلاً در ورزش یا لاتاری
زن که عادت به برنده شدن دارد
شرطبندیِ «برندهٔ ساده»؛ مترادفِ simple gagnant.
صفت
مفرد مونث gagnant (برنده).
مثالها
La gagnante de la tombola, et donc la cliente lésée par ce lot dangereux, c’était elle.
—
برنده قرعهکشی، و بنابراین مشتری آسیبدیده از این جایزه خطرناک، خود او بود.
Mots liés
victorieuse
gagne
gagne-pain
gagne-petit
gagner
gagner sa croûte
gagneur
gai
gai
gai
gai comme le canal
gaïac
gaïacol
gaie
gaiement
gaieté
gaillard
gaillard
gaillarde
gaillardement
gaillardise
gaillardise
gaillet
gailletin
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی