droite

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. راست
  2. مسیر سمت راست راننده
  3. دست راست
  4. ضربه با دست راست
  5. جریان‌های سیاسی طرفدار آزادی و نظم، مخالف تغییرات ناگهانی اجتماعی و اخلاقی
  6. جهت به سوی پایان جمله
  7. خط راست حاصل رابطه جبری بین متغیرها
  8. فضای برداری یک‌بعدی

صفت

  1. مؤنث مفرد droit

مثال‌ها