plager
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\pla.ʒe\/
Conjugaison du verbe plager
فعل
روی ساحل دراز کشیدن و استراحت کردن.
کشتی روی ساحل به گل نشستن.
مثالها
Je déteste plager, moi, en vacances, il me faut de l'activité.
—
من از ساحلنشینی متنفرم، من در تعطیلات به فعالیت نیاز دارم.
Mots liés
plages
plagiaire
plagiaire
plagiat
plagier
plaid
plaidant
plaidante
plaider
plaideur
plaideuse
plaidoirie
plaidoyer
plaidoyer
plaie
plaignant
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی