cramé

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · /\kʁa.me\/

صفت

  1. سوخته و سوخته‌شده
  2. عکسی که هیستوگرام آن در سفید خالص اشباع شده
  3. که هویت یا نیت آن کشف شده
  4. که عقل خود را از دست داده، دیوانه
  5. خسته، فرسوده
  6. مست، سرخوش

مثال‌ها