cramer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁa.me\/

Conjugaison du verbe cramer

فعل

  1. سوختن، سوخته شدن، دود کردن.
  2. سوزاندن، ذغال کردن.
  3. هویت یا نیت مخفی کسی را فاش کردن.
  4. خرج کردن.

مثال‌ها