alloux
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\a.lu\/
اسم
زمین موروثی آزاد از تعهدات فئودالی
در حقوق ارضی، معادل غیرفئودالی فئود
دادگاههای آلودیال در مناطق بلژیک تا اوایل دوره فعال بودند
Mots liés
alluchon
alluder
allumage
allume
allumé
allumée
allumée
allumées
allumées
allumer
allumés
allumes
allumette
allumeur
allumeur de charges propulsives
allumoir
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی