خودِ او؛ آنجا که او نهادِ کار و مسئولِ مستقیمِ آن است
خودِ او؛ آنجا که او مفعول است، یا نهاد و دارنده و پدیدآورندهٔ چیزی
بهخودیِخود یا مستقیماً بهدستِ همو
مثالها
Lui-même chaussa en un tournemain ses vieux croquenots mal cirés, avachis et trop grands, […]. — خودش در یک چشمبههمزدن آن پوتینهای کهنهاش را پا کرد که بدواکسخورده و وارفته و گشاد بودند، […].
Le lecteur lui-même sera tenu dans l'incertitude, sachant de moins en moins au fur et à mesure qu’il avance dans le texte, si les événements qu'on lui rapporte sont réels ou illusoires, […]. — خودِ خواننده هم در بلاتکلیفی میماند و هرچه در متن پیشتر میرود کمتر میداند که رویدادهای بازگفتهشده واقعیاند یا خیالی، […].
Nous avons même vu le Prince lui-même au volant de ce "colosse illégal" en Europe, ce qui montre l'engouement même des figures royales pour ce véhicule avant-gardiste. — حتی خودِ شاهزاده را در اروپا پشتِ فرمانِ این «غولِ غیرقانونی» دیدیم، که نشان میدهد حتی چهرههای سلطنتی هم شیفتهٔ این خودروی پیشرو شدهاند.
Pendant que le nouveau venu se débitait à lui-même ce monologue, un autre cavalier, […], s’arrêtait et demeurait aussi en extase devant l’enseigne de la Belle-Étoile. — در حالی که تازهوارد این تکگویی را با خودش میگفت، سوارکارِ دیگری، […]، ایستاد و او هم محوِ تابلوی مسافرخانهٔ «ستارهٔ زیبا» ماند.
Lui que j’ai connu si sûr de lui-même, d’une fatuité toute naturelle, […], le voici devant moi […], tel un petit garçon qui craint d'être grondé. — او را چنان از خود مطمئن میشناختم، با خودپسندیای که برایش طبیعی بود، […]، و حالا پیشِ رویم ایستاده است […]، مثلِ پسربچهای که میترسد دعوایش کنند.
L’air maussade, il portait un jean et un tee-shirt orné d’un vélociraptor qui montrait les crocs, à cheval sur un chat géant arborant lui-même un tee-shirt sur lequel était écrit « XPTDR ». — با قیافهای گرفته، شلوارِ جین پوشیده بود و تیشرتی که رویش ولوسیراپتوری دنداننما نقش بسته بود، سوار بر گربهای غولپیکر که خودش هم تیشرتی به تن داشت با نوشتهٔ «از خنده ترکیدم».