tarder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\taʁ.de\/

Conjugaison du verbe tarder

فعل

  1. دیر کردن، دیر آمدن؛ کند رسیدن.
  2. درنگ کردن، تأخیر کردن؛ انجام کاری را به تعویق انداختن.
  3. (غیرشخصی) بی‌تاب بودن، لحظه‌شماری کردن؛ برای نشان دادن بی‌صبری برای چیزی.

مثال‌ها