tarer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ta.ʁe\/

Conjugaison du verbe tarer

فعل

  1. ایجاد نقص یا فساد در چیزی
  2. صفر کردن ترازو با ظرف روی آن
  3. وزن کردن ظرف یا وسیله خالی پیش از بارگیری
  4. تنظیم دستگاه اندازه‌گیری روی صفر
  5. تنظیم پارامتر دستگاه

مثال‌ها