subsistance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\syb.zis.tɑ̃s\/

اسم

  1. غذا و نگهداری.
  2. در عبارتِ mettre un homme en subsistance: سربازی جدامانده از یگانِ دورش را در هنگی پذیرفتن و خوراک و مواجبش را دادن.
  3. هر چیزی که برای تغذیه و نگهداری ارتش لازم است.

مثال‌ها