مقاوم و سرسخت (برای گیاه و حیوان در برابر شرایط سخت)
زمخت و بیظرافت
اسم
فرد روستایی، دهقان
نوعی چکش سنگتراشی (تیشهچکش)
نمای سنگچین خشن (در معماری)
دکور روستایی
مثالها
Vie rustique. — زندگی روستایی.
Travaux rustiques. — کارهای روستایی.
Économie rustique. — اقتصاد روستایی.
Une demeure rustique. — خانهای روستایی.
Banc, siège rustique, Banc, siège de parc ou de jardin, taillé ou façonné avec une sorte de simplicité rustique. — نیمکت، صندلی روستایی، نیمکت، صندلی پارک یا باغ، تراشیده یا ساختهشده با نوعی سادگی روستایی.
L’ordre rustique ou substantivement — نظم روستایی یا به طور اسمی