roulement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁul.mɑ̃\/

اسم

  1. غلتیدن، چرخش چیزی که می‌غلتد
  2. صدای غلتیدن، صدای چرخ
  3. صدای ممتد و پی‌درپی طبل (طبل‌نوازی ممتد)
  4. صدای غرش دوردست رعد و برق
  5. نوبت‌کاری، شیفتی کار کردن
  6. بلبرینگ، یاتاقان غلتشی (در مکانیک)

مثال‌ها