ronger

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁɔ̃.ʒe\/

Conjugaison du verbe ronger

فعل

  1. با دندان مکرراً گاز زدن و خرد کردن.
  2. کم‌کم خوردن، خوردگی ایجاد کردن یا مصرف کردن (در مورد بعضی چیزها).
  3. نگران کردن، عذاب دادن (در مورد احساس یا هیجان).
  4. نگران شدن، خود را عذاب دادن.
  5. مال دیگران را حیف و میل کردن.

مثال‌ها