رخبازی کردن، یعنی رخ را کنار شاه قرار دادن و شاه را از آن طرف رخ عبور دادن، مشروط به شرایط خاص بازی.
جابجا شدن به شکلی که یادآور رخبازی باشد.
مثالها
Sa place à la droite de Bertille, à table, restait vide : Aubin, qui aurait dû quitter la gauche, n'osait pas roquer. — جای او در سمت راست برتیل، سر میز، خالی ماند: اوبن که باید سمت چپ را ترک میکرد جرأت روکه کردن نداشت.
On disait alors dans ce cas-là qu'on «roquait» des unités ou des approvisionnements entre les secteurs du front, par analogie avec le coup du roque, aux échecs. — در آن صورت میگفتند که واحدها یا تدارکات را بین بخشهای جبهه «روکه» میکنند، با قیاس با حرکت روک در شطرنج.