corroder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ.ʁɔ.de\/

Conjugaison du verbe corroder

فعل

  1. خوردن با خاصیت سوزانندگی
  2. تخریب فلز بر اثر اکسیداسیون
  3. خوردن

مثال‌ها