répandre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁe.pɑ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe répandre

فعل

  1. ریختن؛ پاشیدن؛ مایعی را روی چیزی ریختن.
  2. تقسیم کردن؛ توزیع کردن.
  3. پخش کردن، پراکندن؛ رواج دادن، مثلاً خبر یا شایعه.
  4. بلندبلند و با داد و فریاد سخن گفتن؛ مثلاً دشنام باریدن.
  5. به محافل و مهمانی‌ها رفت‌وآمد داشتن؛ اهلِ معاشرت بودن.

مثال‌ها