réparation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.pa.ʁa.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل تعمیر یا نتیجه آن
  2. کارهای نگهداری و تعمیر ساختمان‌ها
  3. اصلاح نقص محصول بدون تضمین انطباق کامل با مشخصات
  4. تمرین گروهی برای حفظ آنچه آموخته شده
  5. اصلاح آنچه گفته شده
  6. جبران خسارت، توهین یا اهانت به کسی
  7. مبالغ تعیین‌شده توسط دادگاه برای جبران خسارت
  8. بازپرداخت خسارات جنگ پس از جنگ جهانی اول

مثال‌ها