مجهول (la voix passive)
مجهولِ فرانسه با être بهعلاوهٔ اسمِ مفعول ساخته میشود و اسمِ مفعول با فاعل مطابقت میکند. ولی فرانسه مجهول را کمتر از آنچه فکر میکنید به کار میبرد و اغلب on یا فعلِ انعکاسی را ترجیح میدهد.
در یک نگاه
être (در زمانِ لازم) + اسمِ مفعولِ مطابقتیافته
- La lettre est écrite.نامه نوشته شده است.
- Le livre a été publié.کتاب منتشر شد.
- Ces maisons seront vendues.این خانهها فروخته خواهند شد.
ساخت
مفعولِ جملهٔ معلوم فاعلِ جملهٔ مجهول میشود، و être زمانِ فعلِ اصلی را میگیرد.
| زمان | معلوم | مجهول |
|---|---|---|
| حال | On écrit la lettre. | La lettre est écrite. |
| passé composé | On a écrit la lettre. | La lettre a été écrite. |
| imparfait | On écrivait la lettre. | La lettre était écrite. |
| futur | On écrira la lettre. | La lettre sera écrite. |
گفتنِ عامل: par یا de
اگر عاملِ کار مهم باشد، با par میآید. برای فعلهای حالتی و احساسی، de به کار میرود.
- Le livre a été écrit par Camus.کتاب را کامو نوشت.
- Il est respecté de tous.همه به او احترام میگذارند.
- La salle était remplie de monde.سالن پر از آدم بود.
دو جایگزین که فرانسه ترجیح میدهد
فرانسه مجهول را کمتر از انگلیسی و کمتر از آنچه انتظار دارید به کار میبرد. دو ساختِ دیگر رایجترند.
| ساخت | نمونه | ترجمه |
|---|---|---|
| on + معلوم | On a volé ma voiture. | ماشینم را دزدیدند. |
| فعلِ انعکاسی | Ça se dit souvent. | اینطور زیاد گفته میشود. |
| مجهولِ کامل | Ma voiture a été volée. | ماشینم دزدیده شد. |
در گفتارِ روزمره، «On a volé ma voiture» بسیار طبیعیتر از صورتِ مجهول است. در نوشتارِ رسمی و خبری، مجهول جای خودش را دارد.
چه چیزی مجهول نمیشود
فقط فعلهایی که مفعولِ مستقیم میگیرند مجهول میشوند. فعلهایی که با à میآیند نمیتوانند.
- On lui a téléphoné. → ✗ Il a été téléphoné.téléphoner à مجهول نمیشود
- On lui a répondu. → ✗ Il a été répondu.répondre à هم همینطور
برای فارسیزبانها
فارسی مجهول دارد و با «شدن» میسازد: «نوشته شد»، «فروخته شد». ساختش هم شبیه است — اسمِ مفعول بهعلاوهٔ یک فعلِ کمکی. پس مفهوم و ساخت هر دو آشنا هستند.
| فارسی | فرانسه |
|---|---|
| نوشته شد | a été écrit |
| فروخته میشود | est vendu |
| ساخته شده است | a été construit |
| توسط کامو نوشته شد | a été écrit par Camus |
یعنی «ماشینم را دزدیدند» طبیعیترین ترجمهاش «On a volé ma voiture» است، نه «Ma voiture a été volée». on دقیقاً همان سومشخصِ جمعِ بیمرجعِ فارسی است. اگر این تطابق را ببینید، فرانسهٔ شما فوراً طبیعیتر میشود.
| فارسی | با on (طبیعی) | با مجهول (رسمی) |
|---|---|---|
| میگویند که… | On dit que… | Il est dit que… |
| اینجا فرانسه حرف میزنند | On parle français ici. | Le français est parlé ici. |
| در را بستند | On a fermé la porte. | La porte a été fermée. |
یک تلهٔ جدی هم هست که از انگلیسی میآید نه از فارسی: فعلهایی که با à میآیند در فرانسه مجهول نمیشوند. «به او گفته شد» را نمیشود «Il a été dit» ترجمه کرد؛ باید گفت «On lui a dit». اگر فرانسه را از راهِ انگلیسی یاد گرفتهاید، این خطا را زیاد خواهید کرد.
و ساختِ انعکاسیِ مجهولنما هم معادلِ روشنی در فارسی دارد: «اینطور گفته میشود» ≈ ça se dit، «این کتاب خوب فروش میرود» ≈ ce livre se vend bien.
اشتباههای رایج
La lettre est écrit.
La lettre est écrite.
با être، اسمِ مفعول با فاعل مطابقت میکند.
Il a été téléphoné.
On lui a téléphoné.
فعلهای àدار در فرانسه مجهول نمیشوند.
Il a été donné un livre.
On lui a donné un livre.
مفعولِ غیرمستقیم نمیتواند فاعلِ مجهول شود.
Ma voiture a été volée. (در گفتارِ روزمره)
On a volé ma voiture.
دستوری درست است ولی رسمی به گوش میآید؛ on طبیعیتر است.
Le livre est écrit de Camus.
Le livre a été écrit par Camus.
برای عاملِ کار par به کار میرود، نه de.
La porte est fermé par le vent.
La porte a été fermée par le vent.
هم مطابقت لازم است هم زمانِ گذشته برای رویداد.
نکتههای بیشتر
on: ضمیری که همهکاره است
on سه کارِ کاملاً متفاوت میکند و بافت آنها را از هم جدا میکند.
| کاربرد | نمونه | ترجمه |
|---|---|---|
| بهجای nous (گفتاری) | On y va ! | برویم! |
| فاعلِ مبهم | On m’a dit que… | به من گفتند که… |
| کلی، مثلِ «آدم» | On ne sait jamais. | آدم هیچوقت نمیداند. |
se faire + مصدر
ساختی که معنایی نزدیک به مجهول دارد و در گفتار رایج است، بهویژه برای اتفاقهای ناخوشایند.
- Il s’est fait voler son vélo.دوچرخهاش را دزدیدند.
- Elle s’est fait couper les cheveux.موهایش را کوتاه کرد.