تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
B1

ضمیرهای موصولی: qui, que, où, dont

ضمیرِ موصولی دو جمله را به هم وصل می‌کند. انتخاب بینِ آن‌ها به نقشِ ضمیر در جملهٔ دوم بستگی دارد: qui فاعل است، que مفعول، où مکان و زمان، و dont جانشینِ گروهی با de. فارسی برای همهٔ این‌ها یک «که» دارد، به‌علاوهٔ یک ضمیرِ تکراری که فرانسه آن را نمی‌پذیرد.

در یک نگاه

qui ← فاعل · que ← مفعول · où ← مکان/زمان · dont ← با de

qui یا que؟

این تنها تصمیمِ واقعیِ درس است، و آزمونش ساده است: به آنچه بعد از ضمیر می‌آید نگاه کنید. اگر فعل آمد، qui. اگر فاعلِ تازه‌ای آمد، que.

بعد از ضمیر چه می‌آیدضمیرنمونه
فعلquila femme qui travaille ici
فاعلِ تازهquela femme que je connais

où: مکان و زمان

où هم برای مکان است هم برای زمان — و کاربردِ زمانی‌اش همان است که فارسی‌زبان‌ها معمولاً نمی‌شناسند.

dont: جانشینِ «de + چیز»

dont سخت‌ترین این چهار تاست چون فارسی هیچ ساختی شبیهش ندارد. هر جا در جملهٔ دوم یک de لازم می‌شد، dont جایش می‌نشیند و آن de ناپدید می‌شود.

از کجا می‌آیدنمونه
فعل با dele film dont je parle (parler de)
اسم با del’homme dont le fils est médecin
صفت با dele travail dont je suis fier (fier de)
مقدار با deles livres dont j’ai besoin (avoir besoin de)

برای پیدا کردنِ dont یک راهِ مطمئن هست: جملهٔ دوم را جدا بسازید و ببینید de در آن ظاهر می‌شود یا نه. اگر بله، ضمیر dont است.

برای فارسی‌زبان‌ها

فارسی برای همهٔ این‌ها یک واژه دارد: «که». این خودش مشکلی نیست — یعنی فقط باید یاد بگیرید یک «که» به چهار صورت تقسیم می‌شود. مشکلِ واقعی جای دیگری است.

فارسیترجمهٔ لفظیِ غلطدرست
مردی که او را دیدم✗ l’homme que je l’ai vul’homme que j’ai vu
کتابی که آن را خواندم✗ le livre que je l’ai lule livre que j’ai lu
شهری که در آن زندگی می‌کنم✗ la ville que j’y habitela ville où j’habite
کسی که به او گفتم✗ la personne que je lui ai parléla personne à qui j’ai parlé

قاعدهٔ عملی: بعد از que هیچ ضمیرِ مفعولی نگذارید. اگر در جملهٔ فارسی «او را»، «آن را»، «بهش»، «در آن» دارید، همان را در فرانسه حذف کنید؛ ضمیرِ موصولی جایش را گرفته است.

همین منطق توضیح می‌دهد که چرا dont این‌قدر دیر جا می‌افتد. فارسی می‌گوید «فیلمی که دربارهٔ آن حرف می‌زنم» — یعنی حرفِ اضافه و ضمیر هر دو در جملهٔ دوم می‌مانند. فرانسه هر دو را در یک واژه جمع می‌کند. برای همین dont در ترجمهٔ ذهنی ناپدید می‌شود و یادش نمی‌آید.

یک نکتهٔ ساختاری هم هست: فارسی معمولاً پیش از جملهٔ موصولی یک «ی» نکره می‌گذارد («مردی که…»، «کتابی که…»). فرانسه حرفِ تعریف را عوض نمی‌کند و چیزی اضافه نمی‌کند — l’homme qui…، le livre que…. دنبالِ معادلِ آن «ی» نگردید.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

ce qui, ce que, ce dont

وقتی مرجعِ ضمیر یک اسمِ مشخص نباشد بلکه «چیزی که» باشد، ce پیش از ضمیر می‌آید.

  • Je ne comprends pas ce que tu dis.نمی‌فهمم چه می‌گویی.
  • Ce qui m’intéresse, c’est l’histoire.آنچه برایم جالب است تاریخ است.
  • Voilà ce dont j’ai besoin.این همان چیزی است که لازم دارم.
بعد از حرفِ اضافه: qui برای اشخاص، lequel برای چیزها

اگر حرفِ اضافه‌ای غیر از de در کار باشد، برای اشخاص qui و برای چیزها صورت‌های lequel به کار می‌رود.

  • La personne à qui j’ai parlé.کسی که با او حرف زدم.
  • Le stylo avec lequel j’écris.خودکاری که با آن می‌نویسم.
  • L’entreprise pour laquelle je travaille.شرکتی که برایش کار می‌کنم.

واژه‌های این درس