تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
A2

حرفِ تعریفِ جزئی (du, de la, de l’)

حرفِ تعریفِ جزئی مقدارِ نامشخصی از چیزی را نشان می‌دهد که شمرده نمی‌شود: du pain یعنی «مقداری نان». فارسی در این حالت اسم را برهنه می‌گذارد («نان می‌خورم»)، و همین این ساخت را به سخت‌ترین بخشِ حرفِ تعریف برای فارسی‌زبان‌ها تبدیل می‌کند.

در یک نگاه

مقدارِ نامشخص از چیزی شمارش‌ناپذیر ← du / de la / de l’

صورت‌ها

صورتنمونه
مذکرdudu pain, du café, du courage
مؤنثde lade la viande, de la chance
پیش از مصوتde l’de l’eau, de l’argent
جمعdesdes épinards, des pâtes

کِی لازم است

یک: خوردنی و نوشیدنی — پرکاربردترین زمینه، و جایی که خطا بیش از همه‌جا دیده می‌شود.

دو: مفهوم‌های انتزاعی، وقتی از مقداری از آن حرف می‌زنیم.

سه: با faire، برای فعالیت‌ها و ورزش‌ها — ساختی ثابت با بسامدِ بالا.

چهار: پدیده‌های جوی.

کجا به de ساده تبدیل می‌شود

در سه حالت، du/de la/des همه به de خالی فرو می‌ریزند. این سه را با هم یاد بگیرید؛ یک قاعده‌اند نه سه تا.

حالتپیشپس
نفیJe bois du café.Je ne bois pas de café.
بعد از مقدارdu sucrebeaucoup de sucre
بعد از ظرف یا واحدde l’eauune bouteille d’eau

واژه‌های مقدار که این را راه می‌اندازند: beaucoup، peu، un peu، assez، trop، plus، moins، autant، combien.

جزئی یا معرفه یا نکره؟

سه خانوادهٔ حرفِ تعریف به سه سؤالِ متفاوت جواب می‌دهند. همین جدول معمولاً کافی است.

می‌خواهید بگوییدحرفِ تعریفنمونه
کلِ دسته، یا آن چیزِ مشخصle / la / lesJ’aime le café.
یک واحدِ کامل از چیزی شمردنیun / une / desJe veux un café.
مقداری از چیزی شمارش‌ناپذیرdu / de laJe bois du café.

برای فارسی‌زبان‌ها

این سخت‌ترین ساختِ فرانسه برای فارسی‌زبان‌هاست، و دلیلش ساده است: فارسی هیچ چیزی در این جایگاه ندارد. «نان می‌خورم» — اسم برهنه است. «آب می‌نوشم» — باز هم برهنه. زبانِ مادریِ شما برای «مقداری از» نشانه‌ای نمی‌گذارد، چون لازم ندارد.

نتیجه‌اش قابلِ پیش‌بینی است: فارسی‌زبان می‌نویسد «Je mange pain»، که در فرانسه نه فقط ناشیانه بلکه نامفهوم است.

نزدیک‌ترین چیزی که فارسی دارد واژه‌های مقدارند: «کمی نان»، «مقداری آب». اگر کمک می‌کند: هر جا در فارسی می‌شد «کمی» یا «مقداری» گذاشت — حتی اگر نگذاشته‌اید — در فرانسه du یا de la لازم است.

فارسیمی‌شد گفتفرانسه
نان می‌خورممقداری نان می‌خورمJe mange du pain.
آب می‌نوشمکمی آب می‌نوشمJe bois de l’eau.
پول دارممقداری پول دارمJ’ai de l’argent.
شانس آوردی—Tu as de la chance !

تلهٔ دوم: «قهوه دوست دارم» و «قهوه می‌نوشم» در فارسی هر دو اسمِ برهنه دارند، ولی در فرانسه دو حرفِ تعریفِ متفاوت می‌گیرند — J’aime le café در برابر Je bois du café. اولی دربارهٔ کلِ دسته است، دومی دربارهٔ مقدار. فارسی این تمایز را علامت نمی‌زند، پس باید هر بار آگاهانه تصمیم بگیرید.

و یک خبرِ خوب: فرو ریختن به de بعد از واژهٔ مقدار با شهودِ فارسی جور درمی‌آید. «خیلی قهوه» در فارسی هم چیزی در میان نمی‌خواهد، و beaucoup de café هم فقط de می‌گیرد نه du.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

ادغام‌های de و à

همان ادغامی که du را می‌سازد برای à هم اتفاق می‌افتد. صورت‌های «de le» و «à le» در فرانسه اصلاً وجود ندارند.

ترکیبمی‌شودنمونه
de + leduJe viens du Maroc.
de + lesdesla voiture des voisins
à + leauJe vais au cinéma.
à + lesauxJe parle aux enfants.
de + la / à + laبدونِ تغییرde la maison, à la gare
صفتِ پیش از اسمِ جمع: des ← de

در فرانسهٔ دقیق، وقتی صفتی پیش از اسمِ جمع بیاید des به de تبدیل می‌شود.

  • des livres intéressantsکتاب‌های جالب
  • de beaux livresکتاب‌های زیبا

در گفتار امروز بسیاری «des beaux livres» می‌گویند و کسی ایراد نمی‌گیرد، ولی در نوشتارِ رسمی و در آزمون‌ها صورتِ de انتظار می‌رود.

واژه‌های این درس