projeter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁɔ.ʒə.te\/

Conjugaison du verbe projeter

فعل

  1. قصد داشتن، طرح ریختن؛ در سر داشتن انجام کاری.
  2. برنامه‌ریزی کردن، نقشه کشیدن.
  3. پرتاب کردن، به جلو افکندن.
  4. (هندسه) تصویر کردن؛ ترسیم کره یا جسم دیگر بر صفحه یا سطحی بنا بر قواعد هندسی.
  5. تاباندن، نمایش دادن؛ پرتوهای نور، تصاویر یا فیلم را بر پرده افکندن.
  6. (ضمیری) پیش آمدن، بیرون زدن؛ جلوتر نمایان شدن.

مثال‌ها