précipiter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁe.si.pi.te\/

Conjugaison du verbe précipiter

فعل

  1. پرتاب کردن، انداختن از بلندی. (سرنگون کردن)
  2. دچار بدبختی، رسوایی یا خطر بزرگی کردن. (گرفتار کردن، به روز سیاه نشاندن)
  3. شتاب بخشیدن، تسریع کردن، سریع انجام دادن. (عجله کردن در)
  4. (شیمی) ته‌نشین کردن یک ماده جامد از یک محلول طی واکنش شیمیایی. (رسوب دادن)
  5. تکراری از 235044. (ته‌نشین کردن، رسوب دادن)
  6. با شتاب رفتن، خود را انداختن، با عجله جلو رفتن. (هجوم بردن، شتافتن)

مثال‌ها