pivoter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pi.vɔ.te\/

Conjugaison du verbe pivoter

فعل

  1. چرخیدن روی محور یا مثل روی محور
  2. چرخیدن دور خود، در مورد انسان‌ها
  3. اجرای چرخش
  4. فرو رفتن عمودی در زمین، در مورد ریشه اصلی درختان و گیاهان
  5. چرخیدن دور خود، در مورد حیوانات

مثال‌ها