périphérie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pe.ʁi.fe.ʁi\/

اسم

  1. محیط، پیرامون (در هندسه)
  2. حومه شهر، حاشیه شهر
  3. مجاورت، اطراف
  4. استان یا ناحیه (در تقسیمات کشوری یونان)

مثال‌ها