médecine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\med.sin\/

اسم

  1. دارو
  2. مجموعه علوم پزشکی
  3. نظام پزشکی
  4. داروی مایع یا جامد ملین
  5. تحصیلات پزشکی
  6. چیزی که آرامش یا تسکین می‌بخشد

صفت

  1. مؤنث مفرد médecin (پزشک زن).

مثال‌ها