méditer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\me.di.te\/

Conjugaison du verbe méditer

فعل

  1. تأمل در مورد چیزی، بررسی دقیق آن به منظور درک عمیق آن (تأمل کردن، اندیشیدن)
  2. برنامه‌ریزی کردن، فکر کردن به انجام یک کار و بررسی راه‌های اجرای آن (در سر پروراندن)
  3. عمیق شدن در یک فکر
  4. انجام مراقبه مذهبی یا عرفانی (مراقبه کردن، مدیتیشن)

مثال‌ها