manœuvrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ma.nœ.vʁe\/

Conjugaison du verbe manœuvrer

فعل

  1. با دست به کار انداختن، هندل کردن.
  2. کسی را برخلاف میل و منافعش به کاری واداشتن، بازی دادن.
  3. مانور دادن (کشتی یا وسیله نقلیه).
  4. رزمایش انجام دادن، مانور نظامی دادن.
  5. ترفند و تاکتیک ژنرال برای موفقیت در حمله یا اجتناب از درگیری با دشمن.
  6. با مهارت و زیرکی عمل کردن برای رسیدن به هدف، دسیسه‌چینی کردن.

مثال‌ها