lubrifiant
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت
اسم
محصول مورد استفاده برای روانکاری
مایع چسبناک برای کاهش اصطکاک و گرمای ناشی از آن
صفت
که روانکننده است
مثالها
Ce traitement donne un très bon savon et une graisse employée comme lubrifiant.
—
این درمان صابون بسیار خوبی و گریسی که به عنوان روانکننده استفاده میشود تولید میکند.
Huiles lubrifiantes.
—
روغنهای روانکننده.
Mots liés
base lubrifiante de haute viscosité
pouvoir lubrifiant
lubrifiant moléculaire
lubrification
lubrifier
lubrique
Luc
lucanien
lucanien
lucaniste
lucanophile
lucanophilie
lucarne
lucarnes
lucerne
lucha
lucide
lucidement
lucidité
lucifuge
luciole
lucratif
lucrative
lucre
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی